خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





پایان امتحانات ترم اول

    پایان امتحانات ترم اول

    خُب ، به پایان امتحانات ترم اول رسیدیم و خواستم از همین تریبون به همه کتابداران خدوم ! تبریک بگم. خدا به سر شاهد است که در این سه هفته کلی بچه مدرسه ای و دانشگاهی روی سرمان خراب شده بودند و بقچه کیف و کتابشان را زیر بغلشان زده بودند و آمده بودند کتابخانه و ما هم چه سوء استفاده ها که نکردیم.

    آمار این ماه کتابخانه یمان را چند هزار برابر می دهیم به مسئول بالادستی و همینطور او می دهد بالادستی اش و می رسد به دست مسئول آخر و او هم بیاید خوشحالانه اعلام کند که آمار مطالعه را یکماهه چند هزار برابر کرده ایم.

    البته آمار کتابچینی هم زیاد شد که البته این قسمت را دوست نداریم ولی فرصت خوبی است که غرغر کنیم و از کمی نیرو و کار زیاد گلایه کنیم، شاید سازمان و ارگانمان راضی شود و یک نیروی اضافه کند بلکن به ساعت بیکاری ما اضافه گردد!

    راستی ، چه فروشی می کرد تریا و بوفه. از تمام شدن این فصل افسردگی گرفته اند. پوست چیپس و پفک و بیسکوییت و تنقلات بود که در تمام سطل های آشغال یافت می شد. کاسبی شان خوب بود خدایی.

    تا یادم نرفته بگویم. دعوا هم داشتیم! مراجعانی که با هم نمی ساختند و تیک های مطالعاتی بعضی ها، روی اعصاب بعضی های دیگر بود و ما هم باید بعنوان سبکان دار کتابخانه ، قاضی می شدیم بینشان و دعوا را فیصله می دادیم و البته بعدش هم کلی با همکارمان می نشستیم و داستان دعوا تعریف می کردیم و پشتشان حرف می زدیم و کمی هم نقش خودمان را الکی پررنگ می کردیم و غلو می کردیم و روز را به پایان می رسانیدیم.

    دور ، دور کتابهای کمک درسی بود. جلوی قفسه کمک درسی ها از انبوه مراجعه کننده کاسته نمی شد. روی سر و کول هم بالا می رفتند. قفسه های دیگر هم با چه التماسی نگاه می کردد که یعنی جای ما هم بیایید ولی فقط کمک درسی ها مشتری داشتند! کمک درسی ها یک تنه آمار مراجعه و مطالعه کتابخانه مان را بالا نگهداشته اند وگرنه از بقیه کتابها که بخاری بلند نمی شود! از حق نگذریم چه مطالعه فقط کمک درسی ای! می کردند این بچه ها.

    توی برگه ی آمار این ماه می نویسم ، سه هزار میلیارد کمک درسی ! امانت داده ایم و پس گرفته ایم. ناز شست مسئول بالا مرتبه. برود حالش را ببرد. اصلاً اگر دانشجویانمان بخواهند ، می توانند ده ، دوازده مقاله از همین آمار بالای امانت کمک درسی ها درباورند و ریشه یابی فقط مثبت ! بکنند (مملکت که جای ریشه یابی منفی نیست. فقط باید مثبت اندیشید) که ببینید چه ترقی ای کرده است رشد مطالعه !

    البته اینهمه آمد و شد برای ما که جز همان حقوق همیشه، نان اضافی ای نمی شود. راستش گاهی هم فحششان می دادیم! مسئول بالادستی که می آمد از حضور اینهمه کمک درسی خوان! تعریف و تمجدید می کردیم ولی وقتی می رفت فحش می دادیم که شلوغ می کنند ، دعوا می کنند ، کثیف می کنند ، آرامشمان را بهم زده اند. تازه از یک مسئول بالامرتبه شنیدم که مسئول بالادستی هم جلوی مسئول بالادستی اش تعریف و تمجدید می کند ولی چون به خلوت می رود فحش می دهد. آخر برای او هم جز همان حقوق همیشه اش نان اضافی نمی شود این مراجعان اضافی.

    گاهی برای تنوق به مراجعان گیر کق هم می دادیم. چرا هنگام ورود به کتابخانه با پای چپ وارد شدی؟! مگر اینجا دستشویی است؟! تو خواسته ای با این کارت به ما اهانت کنی! خواستی به مفهوم غنی و پر ارزش "کتاب" اهانت کنی! و بیرونش می کردیم!

    گاهی هم گیرمان جور دیگری بود. گیر می دادیم که چرا بجز کمک درسی کتابهای دیگر را نمی برید؟! توی چشمانش می خواندیم که دارد فحش می دهد و می گوید به شما چه مربوط ولی ما از رو نمی رفتیم و ژست کتابدوستی می گرفتیم و می فرستادیمش جلوی قفسه های دیگر. این را گاهی اوقات مسئول بالادستی هم در نطق هایی که برایمان می کرد می گفت که به زور بهشان کتاب دیگری بدهید البته بعید می دانم خودش هم اعتقادی به حرف اش داشت ولی بنظر باید می گفت، یکجور فشار سازمانی باعث شده بود که بگوید.

    نوآوری هم در این فصل شلوغ کتابخانه ها داشتیم که هیچکدامش به اصل مطالعه بیشتر مربوط نبود. تعداد کتابهای قابل امانت را از سه به پنج افزایش دادیم که البته به امانت بیشتر کمک درسی ها انجامید. ساعات کار کتابخانه را هم افزایش دادیم که البته در همین دوره اعلام کردیم فلان و بهمان کتابخانه بعلت تعمیرات و خرابی و قفسه خوانی تمام وقت تعطیل هستند و اینگونه ساعات اضافه دیگر کتابخانه ها را جبران کردیم تا سر به سر شود و البته برای مسئول بالادستی هم منفعت داشت، مراجعان آن کتابخانه ها رفتند به دیگر کتابخانه ها و شلوغ در شلوغ شدند و فرصت مناسبی برای گذاشتن متینگ بازدید از کتابخانه ها برای مسئولین خیلی بالادستی که ببینند سیل مراجعان کتابخانه ها و شوق مطالعه را !

    بگذریم ، چه روزهای خوبی بود. کاش همیشه همینگونه بود. از اینکه دوران امتحانات تمام شد و دوباره باید بنیشینیم و با همکارمان چایی بخوریم و برای حضور مراجعان دعا کنیم ناراحتیم!!! ما دوستار شلوغی هستیم و اصلاً از دوران خلوتی و آرامش بعد از امتحانات بیزاریم ولی چه می شود کرد! باید این خلوتی را تحمل کنیم!


    این مطلب تا کنون 29 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : کتابخانه ,درسی ,مسئول ,البته ,بالادستی ,کردیم ,مسئول بالادستی ,افزایش دادیم ,دیگر کتابخانه ,همان حقوق ,جلوی قفسه ,
    پایان امتحانات ترم اول

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده